|
1. وفات عبدالله بن عبدالمطلب، پدر حضرت محمد(ص)، در يثرب دو ماه پيش از تولد آن حضرت، در هنگام بازگشت از سفر بازرگانى شام.
2. تولد حضرت محمد(ص) در هفدهم (و به روايت اهل سنت در دوازدهم) ربيعالاول عامالفيل، مطابق با سال 570 ميلادى در مكه معظّمه، و تكفّل آن حضرت از سوى جدّش، عبدالمطلب. 3. نامگذارى نوزاد قريش توسط مادرش آمنه، به «احمد» و سپس توسط جدّش، عبدالمطلب به «محمد». 4. شير خوردن نوزاد عبدالله، از مادرش آمنه، به مدت سه روز و از ثويبه (كنيز ابولهب) به مدت چهار ماه، و شير دادن حليمه سعديه به ايشان و نگهدارى از آن حضرت، در ميان قبيله بنى سعد، به مدت پنج سال. 5. وفات آمنه بنت وهب، مادر حضرت محمد(ص) در بازگشت از مدينه به مكّه، در محلّى به نام «أبواء»، در سن شش سالگىِ حضرت محمد(ص). 6. وفات عبدالمطلب، سرپرست و جدّ حضرت محمد(ص) در مكه، در سن هشت سالگىِ حضرت محمد(ص). 7. واگذارىِ سرپرستى حضرت محمد(ص) به عمويش، ابوطالب از سوى عبدالمطلب. 8. شفيع شدن حضرت محمد(ص) براى طلب باران در ايام قحطى و خشكسالىِ مكه توسط عمويش ابوطالب. 9. همراهى حضرت محمد(ص) در سن دوازده سالگى با عمويش، در سفر بازرگانى شام. 10. پيشگويى «بحيرا»، راهب سرزمين بُصرى، از پيامبرى حضرت محمد(ص)، در سفر بازرگانىِ آن حضرت به شام، و سفارش به عمويش، ابوطالب در نگهدارى او از دشمنىهاى يهود. 11. همراهىِ حضرت محمد(ص)، در سن پانزده سالگى با عمويش، ابوطالب، در نبرد قريش با قبيله هوازن (جنگ فجّار). 12. شركت حضرت محمد(ص)، در سن بيست سالگى، در پيمان دفاع از حقوق مظلومان (معروف به حلف الفضول) و تأييد آن پس از بعثت. 13. سفر بازرگانىِ حضرت محمد(ص) به شام از سوى خديجه بنت خويلد (زن سرمايهدار مكّه). 14. ازدواج حضرت محمد(ص) در سن 25 سالگى با خديجه بنت خويلد، در مكه. 15. پذيرش حَكَميت حضرت محمد(ص)، در سن 35 سالگى از سوى سران قبيلهها و رفع اختلاف آنها در نصب حجرالأسود، در ديواره خانه خدا (كعبه). 16. درخواست حضرت محمد(ص) از عمويش، ابوطالب، براى كفالت و سرپرستىِ فرزند هشت سالهاش، على(ع)، و پذيرفتن ابوطالب در فرستادن فرزندش على(ع) به خانه حضرت محمد(ص) و خديجه (س). 17. تردد حضرت محمد(ص) به غارى در كوه «حرا»، در حوالى مكه، براى تفكر و نيايش. 18. برانگيخته شدن حضرت محمد(ص) به پيامبرى اسلام، در سن چهل سالگى، در تاريخ 27 رجب (و به روايت اهل سنت، در ماه رمضان) از سوى پروردگار جهان و نزول وحى و آيات قرآن مجيد بر ايشان. 19. ايمان همزمانِ خديجه كبرى و حضرت على(ع) به حضرت محمد(ص)، در نخستين روزهاى بعثت. 20. اقتداى خديجه كبرى و حضرت على(ع) به پيامبر(ص)، در نمازهاى يوميه، در كنار خانه خدا و شگفتى قريش از عمل آنان. 21. مأموريت پيامبر(ص) از جانب خداوند منان، براى دعوت اقوام خويش (بنىهاشم) به پذيرش اسلام، و عدم اعتناى آنان، غير از على بن ابىطالب(ع) به خواستههاى پيامبر(ص). 22. معرفى حضرت على(ع) به جانشينىِ خويش توسط پيامبر(ص) در جريان دعوت بنى هاشم به دين اسلام. 23. دعوتهاى پنهانى و تربيت افراد، توسط پيامبر اسلام(ص) در سه سال اوّل بعثت. 24. پذيرش دين اسلام، در سه سال اول بعثت از سوى افراد ذيل: الف) مردان: على بن ابىطالب، جعفر بن ابىطالب، زيد بن حارثه، زبير بن عوام، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابى وقاص، طلحة بن عبيدالله، ابو عبيده جراح، ابوسلمه، ارقم بن ابى ارقم، قدامة بن مظعون، عبدالله بن مظعون، عبيدة بن حارث، سعيدبن زيد، خبّاب بن ارت، ابوبكر بن ابى قحافه، عثمان بن عفان، عمّار بن ياسر، صهيب بن سنان، ابوذر غفارى، ياسر (پدر عمّار)، عبدالله بن مسعود، بلال بن رياح حبشى و... . ب) زنان: خديجه بنت خويلد، فاطمه بنت اسد، سميّه مادر عمّار، امّ الفضل بنت حارث (همسر عباس) و... . 25. دعوت عمومى و علنى مردم مكه به پذيرش دين اسلام توسط حضرت محمد(ص) پس از گذشت سه سال از آغاز بعثت. 26. اعتراض مكرر سران قريش به ابوطالب و شِكوه از عملكردهاى او در پشتيبانى از حضرت محمد(ص). 27. اذيت و آزار سران قريش به پيامبر(ص) براى دست كشيدن از عقايد اسلامى. 28. ايمان حمزة بن عبدالمطلب به دين برادرزادهاش، محمد(ص) و تأثير ايمان او در تقويت اسلام و مسلمانان. 29. تشديد شكنجه و آزار تازه مسلمانان توسط سران قريش و شهادت برخى از آنان (مانند پدر و مادر عمّار) در زير شكنجه. 30. وعده تطميع سران قريش به پيامبر اكرم(ص) در صورت انصراف از ادعاى نبوّت، و عدم اعتناى آن حضرت به خواستههاى آنان. 31. مهاجرت گروهى از مسلمانان مكه به حبشه و پناه بردن به نجاشى، پادشاه اين كشور، به دستور حضرت محمد(ص)، در رجب سال پنجم بعثت (هشت سال پيش از هجرت به مدينه). 32. پشتيبانى نجاشى، پادشاه حبشه از مسلمانان مهاجر و عدم پذيرش درخواست فرستادگان قريش، مبنى بر باز گرداندن مهاجران به مكه. 33. تولد حضرت فاطمه زهرا (س) در بيستم جمادى الاخر سال پنجم بعثت (و به روايتى سال دوم بعثت). 34. تحريم اقتصادى و قطع روابط اجتماعى قريش با حضرت محمد(ص) و ياران او در سال هفتم بعثت. 35. درخواست ابوطالب از عموم بنى هاشم و خويشاوندان حضرت محمد(ص)، براى اقامت گزيدن در درّهاى ميان كوههاى مكه (كه بعدها به شعب ابىطالب معروف شد) جهت پشتيبانى و حراست از حضرت محمد(ص)، در سال هفتم بعثت. 36. محاصره شدن بنى هاشم در شعب ابى طالب و دشوارى زندگى آنان در آن درّه خشك، به مدت سه سال (و به روايتى چهار سال). 37. خبر غيبى حضرت محمد(ص) مبنى بر از بين رفتن مندرجات پيمان نامه قريش به وسيله موريانه و آشكار شدن اين أمر بر سران قريش. 38. اعلام برائت برخى از سران قريش از پيمان نامه ظالمانه و اظهار پشيمانى آنان از رفتارهاى نارواى خويش با حضرت محمد(ص) و بنى هاشم، در محاصره شعب ابىطالب و اصرار آنها در بازگرداندن بنى هاشم به مكه معظمه. 39. درگذشت ابوطالب، بزرگ حامى پيامبر اسلام(ص) و درگذشت خديجه كبرى(س)، نخستين همسر پيامبر(ص)، در فاصله چند روز از يكديگر، پس از بازگشت از شعب ابى طالب به مكه، در سال دهم بعثت و تأثّر شديد حضرت محمد(ص) در وفات آن دو. 40. سفر حضرت محمد(ص) به طائف، در سال يازدهم بعثت، و دعوت سران قبيله «ثقيف» به دين اسلام و عدم پذيرش آنان و آزار و شكنجه آنان به حضرت محمد(ص). 41. بازگشت حضرت محمد(ص) از طائف به مكه و درخواست ايشان از مطعم بن عدى (يكى از سران قريش) براى قبول پناهندگى و پشتيبانى از آن حضرت. 42. ازدواج حضرت محمد(ص) با سوده دختر زمعه، در مكه، پس از وفات خديجه كبرى (س). 43. معراج پيامبر اسلام(ص) و سفر عرفانى ايشان از خانه خواهر رضاعىاش، امهانى (دختر ابى طالب) به مسجد الاقصى، در بيت المقدس و از آنجا به عرش الهى و سدرة المنتهى. 44. دعوت پيامبر اكرم(ص) از زايران خانه خدا، در ايّام حج و آشنايى اسعد بن زراره (رئيس قبيله خزرج در يثرب) با آن حضرت و پذيرفتن دين اسلام در سال يازدهم بعثت. 45. عزيمت مصعب بن عمير به يثرب به دستور پيامبراكرم(ص)، براى آشنايى مردم با دين اسلام. 46. ايمان آوردن دوازده نفر از زايران يثربىِ خانه خدا به پيامبر(ص) و پذيرفتن دين اسلام، در سال دوازدهم بعثت و انعقاد نخستين پيمان با رسول خدا(ص) (معروف به اوّلين پيمان عقبه). 47. بيعت و پيمان گروهى از اهالى يثرب (از قبيله خزرج و اوس) با پيامبراكرم(ص)، در موسم حج سال سيزدهم بعثت، در مكه (معروف به دومين پيمان عقبه). 48. عكسالعمل سران قريش، به بيعت مسلمانان يثرب با پيامبر اسلام(ص) و سختگيرى آنان در آزار و شكنجه مسلمانان مكه. 49. مهاجرت انفرادى مسلمانان تحت فشار مكه به يثرب به دستور پيامبر اسلام(ص) و پشتيبانى مسلمانان يثرب از مهاجران، در اواخر سال سيزدهم و اوائل سال چهاردهم بعثت. 50. انجمن سران قريش، در «دارالنّدوه» و تصميم آنان بر كشتن پيامبر اسلام(ص). 51. حمله پنهانى چهل نفر از طايفهها و قبيلههاى مختلف مكه، به خانه پيامبر(ص) براى كشتن آن حضرت، در «ليلة المبيت» و مواجه شدن با على بن ابىطالب(ع) در بستر پيامبر(ص). 52. خروج پيامبر اكرم(ص) از خانه خويش و پناه گرفتن در غار ثور، در حوالى مكه، در «ليلة المبيت» و همراهى ابوبكر بن ابى قحافه با آن حضرت، در واپسين روزهاى ماه صفر سال چهاردهم بعثت. 53. آغاز هجرت تاريخ ساز پيامبر اسلام(ص) از غار ثور در مكه معظّمه، به سوى يثرب (كه از آن پس «مدينة الرسول» خوانده شد) در روز اوّل ربيع الاول سال چهاردهم بعثت و ورود به مدينه در دوازدهم همين ماه و استقبال اهالى اين شهر از آن حضرت. 54. بناى مسجد النبى(ص)، در مدينه، به دست پيامبر اسلام(ص)، مهاجران و انصار، در نخستين روزهاى ورود آن حضرت به مدينه. 55. ايجاد پيمان برادرى بين مهاجران و انصار مدينه، به فرمان پيامبر اسلام(ص)، در ماه رمضان سال اوّل هجرى. 56. مانورهاى جنگى و تهديد خطوط بازرگانى قريش توسط سپاهيان اسلام، از هشتمين ماه سال اوّل تا رمضان سال دوم هجرى، به فرمان پيامبر اسلام(ص). 57. تغيير قبله مسلمانان از بيت المقدس به مكه، در هفتمين ماه سال دوم هجرى. 58. وقوع جنگ بدر ميان سپاهيان اسلام و سران قريش، در ماه رمضان سال دوم هجرى و پيروزى شكوهمند مسلمانان در اين نبرد (با از دست دادن چهارده شهيد و كشتن هفتاد نفر از مشركان و به اسارت گرفتن هفتاد نفر ديگر از آنان). 59. وفات رقيّه، دختر رسول خدا(ص) (همسر عثمان بن عفّان)، در مدينه، به سال دوم هجرى. 60. پيمان شكنى يهوديان طايفه قينقاع مدينه و وقوع جنگ ميان آنان و سپاهيان اسلام، و تسليم و تبعيد شدن همگى آنان از مدينه به شام، در شوال سال دوم هجرى. 61. وقوع جنگ اُحد ميان سپاهيان اسلام و مشركان قريش، در شوال سال سوم هجرى و پيروزى ابتدايى مسلمانان با دلاورىهاى حمزه، حضرت على(ع)، ابودجانه، زبير و ساير صحابه پيامبر(ص)، وشكست نهايى سپاهيان اسلام با از دست دادن هفتاد كشته، از جمله حمزه سيدالشهداء، در اين نبرد، به دليل بىانظباطى نگهبانان شكاف ميان كوه احد. 62. كشته شدن دو گروه تبليغى اسلام (ده نفره و چهل نفره) به دست مشركان، در سرزمين رجيع و بئر معونه، در سال چهارم هجرى. 63. توطئه يهوديان بنى نضير، عليه پيامبر اكرم(ص) و وقوع جنگ ميان آنان و مسلمانان، و پيروزى سپاهيان اسلام در بيرون راندن يهوديان از مدينه، در سال چهارم هجرى. 64. همدستى يهوديان و بت پرستان حجاز در هجوم به مدينه و وقوع جنگ احزاب (خندق) ميان مسلمانان و مهاجمان، در سال پنجم هجرى و دلاورىهاى حضرت على(ع) در اين نبرد سرنوشت ساز. 65. خيانت يهوديان بنى قريظه به مسلمانان، در جنگ احزاب و كيفر سخت آنان به دست سپاهيان اسلام پس از نبرد احزاب. 66. وقوع غزوه بنى مصطلق، در سال ششم هجرى، و پيروزى درخشان مسلمانان در اين نبرد. 67. آهنگ پيامبر اسلام و1520 نفر از مسلمانان، از مدينه به مكه، براى انجام عمره و جلوگيرى بت پرستان مكه از ورود آنان، در سال ششم هجرى. 68. انعقاد پيمان صلح حديبيه، ميان پيامبر اسلام(ص) و مشركان قريش، در سال ششم هجرى. 69. وقوع جنگ خيبر ميان مسلمانان و يهوديان، در وادى خيبر، در 32 فرسخى شمال مدينه، و دلاورىهاى سپاه اسلام، از جمله امام على(ع) در اين نبرد، به سال هفتم هجرى. 70. واگذارى باغ فدك، در سرزمين خيبر، توسط پيامبر اسلام(ص) به دخترش، فاطمه زهرا(س). 71. نامه پيامبر اسلام به پادشاهان ايران، روم، حبشه، مصر، يمامه، بحرين و حيره (اردن)، و دعوت آنان به دين اسلام، در سال هفتم هجرى. 72. سفر عبادى و زيارتى پيامبر اسلام(ص) و دو هزار مسلمان همراه وى از مدينه به مكه معظّمه، براى انجام مراسم عمره قضا، در ذى قعده سال هفتم هجرى (پس از گذشت يك سال از پيمان صلح حديبيه). 73. وقوع جنگ موته در سر حدّات شام، ميان سه هزار سپاهى اسلام و دويست هزار مرد جنگى روم (صد هزار نفر از عربهاى تحت استيلاى روم و صد هزار نفر از سپاهيان رومى)، در سال هشتم هجرى، و به شهادت رسيدن تعداد زيادى از سپاهيان اسلام، از جمله جعفر بن ابى طالب، زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه، سه فرمانده منصوب پيامبر اسلام، و عقب نشينى بازماندگان به مدينه. 74. هم پيمانى دوازده هزار مرد جنگى در وادى يابس، براى كشتن پيامبر اسلام(ص) و كوبيدن مسلمانان مدينه، و وقوع جنگ ميان آنان و سپاهيان اسلام به فرماندهى ابوبكر بن ابى قحافه در مرتبه اوّل، عمربن خطاب در مرتبه دوم، و عمروبن عاص در مرتبه سوّم و عقب نشينى مسلمانان در هر سه مرتبه از معركه جنگ، و اعطاى فرماندهى سپاه اسلام به امام على(ع) در مرتبه چهارم و پيروزى سپاهيان اسلام تحت فرماندهى امام على(ع) در اين نبرد، كه به جنگ «ذات سلاسل» معروف شد، در سال هشتم هجرى. 75. نقض پيمان صلح حديبيه توسط بتپرستان مكه، با غارت و كشتن قبيله خزاعه، از قبايل هم پيمان مسلمانان، در سال هشتم هجرى. 76.فتح مكه به فرمان پيامبر اسلام (ص)، در سيزدهم رمضان سال هشتم هجرى، و ورود پيروزمند پيامبر(ص) و مسلمانان به مكه معظمه، و عفو اهالى مكه از جانب آن حضرت. 77. هم پيمانى سى هزار مرد جنگى از قبايل هوازن، ثقيف و بنى سعد، در نبرد با پيامبر اسلام(ص) و وقوع جنگ خونين ميان آنان و دوازده هزار مسلمان، در وادىِ «حُنين»، به سال هشتم هجرى، پس از واقعه فتح مكه. 78. تعقيب آتشافروزان جنگ حُنين و كيفر آنان به دست سپاهيان اسلام در طائف. 79. منصوب شدن عتاب بن اسيد به فرماندارىِ مكه، و معاذ بن جبل، براى تعليم قرآن و احكام اسلام به اهالى اين شهر توسط پيامبر اسلام(ص)، در سال هشتم هجرى پس از فتح مكه. 80. وفات زينب بزرگترين دختر رسول خدا(ص) (زوجه ابوالعاص بن ربيع) پس از تحمّل رنج هجرت از مكه و بيمارىهاى طولانى در مدينه، در اواخر سال هشتم هجرى. 81. تولد ابراهيم، فرزند پيامبر اسلام(ص) از ماريه قبطيه (كنيزى كه مقوقس، فرمانرواى مصر به پيامبر اسلام هديه كرده بود) در اواخر سال هشتم هجرى. 82. فرمان پيامبر اسلام(ص) مبنى بر گرفتن زكات از مسلمانان. 83. مأموريت على بن ابى طالب(ع) از سوى پيامبر اسلام(ص) با 150 مرد جنگى، در تخريب بتخانه و شكستن بت بزرگ قبيله «طىّ»، و پيروزى شكوهمند مسلمانان و شكست مسيحيان اين قبيله، وفرار عدى بن حاتم (فرزند حاتم طايى) از معركه جنگ و پناه بردن به شام، در سال نهم هجرى، و بازگشت او پس از مدتى به مدينه، و مسلمان شدنش به دست پيامبر اسلام (ص). 84. حركت پيامبر اسلام (ص) و سى هزار مرد جنگى مسلمانان از حجاز به سوى تبوك، در مرز شام، براى مبارزه با سپاهيان روم شرقى، در شعبان سال نهم هجرى، و عدم وقوع درگيرى ميان آنان. 85. دستور پيامبر اكرم (ص) به حضرت على (ع) در باقى ماندن در شهر مدينه، درايّام غيبت پيامبر (ص)، هنگام گسيل سپاه اسلام به سرزمين تبوك، جهت خنثىسازى توطئههاى منافقان. 86. ايجاد بناى مسجد ضرار به دست منافقان مدينه، و دستور پيامبر اكرم (ص) مبنى بر تخريب آن مسجد و تبديل آن به مركز زباله، پس از بازگشت از غزوه تبوك، در سال نهم هجرى. 87. مأموريت ابوبكر بن ابى قحافه توسط پيامبر اسلام (ص) براى ابلاغ سوره برائت به اهالى مكه و زايران خانه خدا، در ايّام حج، و سپس عزل او پيش از رسيدن به مكه توسط پيامبر (ص) و واگذارى اين مأموريت به على بن ابى طالب (ع)، در ذىحجّه سال نهم هجرى. 88.پذيرش دين اسلام از سوى قبايل و طوايف مختلف عرب، از جمله سران قبيله ثقيف، بنى طىّ، بنى تميم و بنى عامر، در سال نهم هجرى. 89. وفات ابراهيم، فرزند پيامبر اسلام (ص) در سن هيجده ماهگى، در سال دهم هجرى. 90. مباهله پيامبر اكرم (ص) به همراهى حضرت على (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسن مجتبى (ع) و امام حسين (ع) با نصاراى «نجران»، و انصراف هيأت نمايندگىِ نجران از ادامه مباهله با خاندان نبوت، در سال دهم هجرى. 91. مأموريت يافتن حضرت على (ع) از سوى پيامبر اسلام (ص) براى دعوت اهالى يمن به اسلام و داورى در بين آنان و جمعآورىِ جزيه از اهالى مسيحى نجران، در سال دهم هجرى. 92. آخرين سفر زيارتى و عبادى پيامبراسلام (ص) به مكه معظمه، در سال دهم هجرى (معروف به حجّة الوداع). 93. پيوستن حضرت على (ع) به پيامبر اسلام (ص) در مراسم حج، در بازگشت از مأموريت يمن. 94. منصوب شدن حضرت على (ع) به ولايت و جانشينى پيامبر اسلام (ص) در 18 ذىحجّه سال دهم هجرى، در سرزمين «غدير» (بين راه مكه و مدينه)، پس از بازگشت از سفر حجّة الوداع. 95. ادعاى دروغين نبوت از سوى مسيلمه كذّاب و اسود بن كعب عنسى، در يمامه و يمن، در اواخر سال دهم هجرى. 96. تجهيز سپاهى متشكل از مهاجران و انصار به فرماندهى اسامة بن زيد، براى نبرد با سپاهيان روم، توسط پيامبر اسلام (ص) در اوائل سال يازدهم هجرى. 97. بيمارى پيامبراسلام(ص) در اوائل سال يازدهم هجرى و تأكيد و اصرار آن حضرت بر حضور همگان در سپاه اسامه، براى مبارزه با روميان. 98. رحلت جانسوز پيامبر اسلام (ص) در 28 صفر (و به روايت اهل سنت در 12 ربيع الاول) سال يازدهم هجرى، (632 م.) در مدينه، و سوگوارى بى سابقه مسلمانان. 99. غسل، كفن و دفن پيكر مطهر پيامبر اسلام (ص) در خانهاش پس از يك روز به دست امام على (ع) و با كمك عباس و فرزندش، فضل. 100. اندوه شديد فاطمه زهرا(س)، تنها فرزند بازمانده از پيامبر اكرم (ص) در رحلت جانسوز پدر. 101. اجتماع سران انصار و مهاجر در سقيفه بنى ساعده، و انتخاب ابوبكر بن ابىقحافه به جانشينى پيامبر اسلام (ص)، على رغم سفارش رسول خدا (ص) درباره جانشينى حضرت على (ع).
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 20:24  توسط ابراهیم شفیعی
|
محرم ماه قيام و پيام مىباشد كه دلهاى شيداى نيكان و مشتاقان را به سوى مراد و محبوبشان معطوف سازد، ايام حماسه و عاطفه با فرا رسيدن اين ماه آغاز مىگردد تا شيفتگان معرفت و عاشقان ايثار را با كاروان كربلا همراه و هم نوا سازد، تا شور و شعور عاشورايى، ديگر بار احياء گردد و ارادت علاقهمندان به سرور و سالار صاحب دلان فزونى يابد و روح انسانها از زندان نفس رهانيده شوند و افراد مغلوب هوى و هوس از غل و زنجير اميال فناپذير آزاد گردند و به جانب قلّههاى كمال و معنويت رهنمون گرديدند. محرم مىآيد تا پيام پارسايى و پرهيزگارى به ارمغان آورد و سروش بيدارى سر دهد و روح سلحشورى و شهامت را زنده كند حقيقت شعار تمام با شعور كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا را فرياد نمايد و آموزههاى مكتب حسينى را آموزش دهد و آواى فداكارى و مقاومت در برابر بيداد را در جهان هستى طنين افكند. طلسم استكبار و استبداد را در هم شكند و به افسون نااميدى در برابر زورگويان و قدرت طلبان به ظاهر غالب، خاتمه دهد. وسوسه خنّاسان و خدعه اغواگران را خنثى نمايد و شعار «هيهات منّا الذّله» را عملى سازد و پرچم پرافتخار نهضت حسينى را در فرازين نقطه جهان به اهتزاز در مىآورد. كربلا صرفاً آرايشى نظامى نمىباشد بلكه علاوه بر بعد سياسى نوعى عشق و عاطفه و اوج عرفانى در آن ديده مىشود كه دلها مىتوانند خود را به چنين ويژگى عاشورا نزديك نمايند و پس از همدلى با عاشورا، انرژى و توان خود را در خدمت جامعه و در جهت رشد و بالندگى معنوى بكار گيرند. اصولاً همه تلاشها، توصيهها و تأكيدها بر اين اساس استوار است كه از صحنههاى حماسى كربلا جان بگيريم نه آن كه بى رمق شويم و بى تفاوت گرديم. در كربلا عقل و عاطفه و ايمان در هم مىآميزد و چنان مسؤوليتى در احيا كنندگان اين قيام بوجود مىآورد كه آنان را هم پيام رسان باورها و اعتقادات مقدس شيعه مىنمايد.
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 18:54  توسط ابراهیم شفیعی
|
اعوذ به الله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُم الاِسلامَ دیناً صدق الله العلی العظیم (امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین شما راضی شدم) فرا رسیدن هیجدهم ذیحجه عید سعید غدیر خم را خدمت حضرت ولی العصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و تمامی شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم علي اي هماي رحمت علي اي هماي رحمت تو چه حاجتي خدارا كه بماسوا فكندي همه ساية هما را دل اگر خدا شناسي همه در رخ علي بين به علي شناختم به خدا قسم خدا را به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند چو علي گرفته باشد سر چشمة بقا را مگر اي صحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو اي گداي مسكين در خانة علي زن كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را بجز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من چون اسير تست اكنون به اسير كن مدارا بجز از علي كه آرد پسري ابوالعجايب كه علم كند بعالم شهداي كربلا را چو به دوست عهد بندد ز ميان پاكبازان چو علي كه ميتواند كه بسر برد وفا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحيرم چه نامم شه ملك لا فتي را بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت كه ز كوي او غباري به من آر توتيا را به اميد آن كه شايد برسد بخاك پايت چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم كه لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را ز نواي مرغ يا حق بشنو كه در دل شب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 17:10  توسط ابراهیم شفیعی
|
از حضرت امام حسین علیه السلام مرویستکه جناب پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند که از برای حوائج تا هفت روز ٬ هر روز این اذکار را هریک هزار مرتبه به این ترتیب بخواند که روا میشود انشاء الله.
شنبه : یا حَیُّ یا قَیومُ. یکشنبه: اِیاکَ نَعبُدُ وَ ایاکَ نَستَعینُ. دوشنبه: سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُ لِلّهِ. سه شنبه : یا اللهُ یا رَحمانُ. چهارشنبه : حَسبی اللهُ وَ نِعم الوَکیلُ. پنج شنبه : یا غَفورُ یا رَحیمُ. جمعه : یا ذالجَلالِ وَ الاِکرامِ.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 20:42  توسط ابراهیم شفیعی
|
از حضرت امام حسین علیه السلام مرویستکه جناب پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند که از برای حوائج تا هفت روز ٬ هر روز این اذکار را هریک هزار مرتبه به این ترتیب بخواند که روا میشود انشاء الله. شنبه : یا حَیُّ یا قَیومُ. یکشنبه: اِیاکَ نَعبُدُ وَ ایاکَ نَستَعینُ. دوشنبه: سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُ لِلّهِ. سه شنبه : یا اللهُ یا رَحمانُ. چهارشنبه : حَسبی اللهُ وَ نِعم الوَکیلُ. پنج شنبه : یا غَفورُ یا رَحیمُ. جمعه : یا ذالجَلالِ وَ الاِکرامِ.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 20:42  توسط ابراهیم شفیعی
|
*- آفت دين سه چيز است: داناي بدكار و پيشواي ستم كار و مجتهد نادان. *- آفت دانش فراموشي ست و دانشي كه به نااهلان سپاري تلف مي شود. - مانند بندگان غذا مي خورم و مانند آنها بر زمين مي نشينم. *- نشان منافق سه چيز است: سخن به دروغ مي گويد، او وعده تخاف كند در امانت خيانت نمايد. *- خداوند از گناه قاتل مومن نمي گذرد و توبه او را نمي پذيرد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 20:13  توسط ابراهیم شفیعی
خبر داد پیامبر راستگو چهل حدیثم حفظ کن و بازگو بر هر مسلمان به تفهیم گوی به توضیح و هم به تشریح گوی شفاعت کنم من به روز جزا بر آن نیکمرد پارسا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 20:7  توسط ابراهیم شفیعی
۱. از هوس بپرهيزيد كه هوس انسان را كر و كور مىكند . (كنز العمال) 2. از سبز ه مزبله بپرهيزيد ، يعنى از زن زيبا در خانواده بد ( . كنز العمال) 3. از دوستى احمق بگريز، كه مىخواهد به تو نفع رساند ولى ضرر مى رساند. )كنز العمال( ۴-هيچدردى بدتر از بخل نيست) . صحيحبخارى، كتاب فرض الخمس( 5. هر زنى كه بميرد و شوهرش از او خشنود باشد ، به بهشت مى رود. (سننابنماجه، كتابالنكاح( 6. هر كس چيزى از كار مسلمانان را بهدست گيرد و در كار آنها مانند كار خود دلسوزى نكند ، بوى بهشت به او نخواهد رسيد . (كنز العمال( 7. هر كس به قدر يك وجب زمين را به ناحق تصرف كند ، روز رستاخيز خدا وادارش مىكند كه آن را تا عمق زمين هفتم بكند و طوق گردن كند تا رسيدگى ميان مردم به پايانرسد . (كنز العمال) 8. هر جوانى در آغاز جوانى زن بگيرد ، شيطان وى بانگ برآرد : واى بر او ، دينخود را از دستبرد من محفوظ داشت . (كنز العمال) .9 هر طفلى که در طلبعلم و عبادت بزرگ شود ، خداوند ثواب هفتاد و دو صديق به او عطا كند . (كنز العمال) 10. مردم ( قابلاعتنا ) دو كسند : عالم و علمآموز ، و درغير آنها خيرى نيست . (نهجالفصاحه)
11. اى مردم هر چه از من براى شما نقل كردند و موافق قرآن است من گفتهام و هر چه براى شما نقل كردند و مخالف قرآناست من نگفتهام . (نهجالفصاحه) 12. خواب دانشمند از عبادت عابد بهتر است . (نهجالفصاحه) 13. بامداد خود را با صدقه آغاز كنيد ، زيرا بلا از صدقه نمى گذرد .(كنز العمال) 14. نيكى با پدر و مادر عمر را افزون كند و دروغ روزى را كاهش دهد و دعا قضا را دفع كند . (كنز العمال) 15. خانهاى كه بچه در آن نيست، بركت درآن نيست. (كنز العمال) 17. پرخورى دل را سخت مىكند . (نهجالفصاحه) 18. زمين، زمين خداست و بندگان، بندگان خدايند ، هر جا نيكى به تو رسيد اقامتگير . (مسند احمد ، مسند العشرةالمبشرينبالجنه) 19. براى نطفههاى خود جاى مناسب انتخاب كنيد ، زيرا زنان نظير برادران و خواهران خود فرزند مىآورند . (كنز العمال) 20. اى مردم دو چيزدرميانشما گذاشتم كه با وجود آنها گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا و عترتم، يعنىاهلبيتم را) . سننترمذى، كتابالمناقب(
21. زن بگيريد كه زنان توانگرى مىآورند . (كنز العمال) 22. هر چه مىتوانيد از غم دنيا فارغ مانيد ، زيرا هركه غم جهان بيشترخورد. خداوند به تشتت و سردرگمى مبتلايش نمايد و فقر او را رو به رويش نهد ، و هر كه غم آخرت بيشتر خورد خداوند كارش را به نظام آرد و بى نيازى او را دردلش قراردهد. (كنز العمال) 23. در نعمتهاى خدا بينديشيد ، اما درباره ذات خدا مينديشيد. (كنز العمال) 24. به وسيله دشمنى گناهكاران به خدا نزديك شويد و با آنها با چهرههاىعبوس ديدار كنيد و خشنودى خدا را در ناخشنودى آنها بجوييد و به وسيله دورى آنها به خدا تقرب جوييد. (كنز العمال) 25. تاجردرستكارو راستگوى مسلمان، روز رستاخيز با شهيدان است . (كنز العمال) 26. اهمال شعار شيطان است كه آن را در دلمؤمنان افكند. (كنز العمال) 27.توبه گناه اين است كه ديگر مرتكب آن نشوى. (كنز العمال) 28. سه كسند كه خدا آنها را دوست مىدارد :
2 – كسى كه با دست راست خود صدقه دهد و آن را از دست چپ خود مخفى دارد. 3 – كسى كه با گروهى به جنگ رود و يارانش بگريزند و او به سوى دشمن رود . (كنز العمال) 29. سه صفت است كه هركه يكى ازآنها در او نيست سگ بر او شرف دارد: تقوايى كه وى را از محرمات خدا مانع شود ، يا حلمى كه به وسيله آن جهالت جاهلى را دفع نمايد ، يا اخلاق نيكى كه به وسيله آن با مردم زندگى كند . (كنز العمال) 30. بهشت زير قدم مادران است. (كنز العمال)
31. فاطمه(س) پاره تن من است، پس هركس او را به خشم آورد مرا خشمگين نموده است . (صحيحبخارى، كتابالمناقب ) 32. انتظار ستايش ازمردم، چشم را كور و گوش را كر مىكند . (نهجالفصاحه) 33. از ام سلمه روايت شده است كهحضرت پيامبر(ص) حسن و حسين وعلى و فاطمه را با عبايى پوشاند ، سپس فرمود : " بارالها اينان اهل بيت و خاصه من هستند ، پليدى را از آنان ببر و آنها را پاك گردان" . ام سلمه سؤال كرد : اى پيامبر خدا آيا منهم با آنها هستم؟ حضرت فرمود : شما خير و سلامتى در پيش داريد . (سننترمذى، كتابالمناقب( 34. واى برآنكه نداند ، و واى بر آنكه بداند و عمل نكند . (نهجالفصاحه) 35. حدى كه درزمين اجرا شود ، براى زمينيان بهترازآن است كه چهل روز باران ببارد . (سننابنماجه، كتابالحدود) 36. يك شب نگهبانى درراه خدا از هزار شب كه نماز خوانند و روز آن را روزه دارند بهتراست . (مسند احمد ، مسندالعشرة المبشرين بالجنه) 37. فرزندانتان را بر سه خصلت تربيت كنيد : دوستى پيامبرتان و دوستى اهل بيتش و تلاوت قرآن . (ينابيعالموده) 38. نگاه بد ، تيرى زهرآگين از تيرهاى شيطان است .(نهجالفصاحه) 39.مؤمنى كه با مردم آميزش كند و برآزارشان صبركند ، از مؤمنى كه با مردم آميزش نكند و بر آزارشان صبر نكند ، بهتر است . (سننابنماجه، كتابالفتن) 40. زمستان، بهار مؤمن است . (مسند احمد ، باقىمسند المكثرين)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 23:43  توسط ابراهیم شفیعی
|
قلم عاجز است از وصف تو... فقط میتونم بگم :
اَشهَدُ اَن لااِله الا الله واَشهَدُ اَنَّ مُحمّد رَسولُ الله و اَشهَدُاَنَّ عَلیٌ وَلیُ الله بازدید از بهشت : چه بوی خوشی چه را یحه دل انگیزی، چه کاخ های زیبایی ، چه درختانی ، چه باغ هایی ، آن ملائک را ببین خشت های طلاو نقره بر دست دارد و خانه هایی بنا می کنند اما گاهی دست از کار می کشند به جبرئیل گفت: آن خشت ها کارهای خوبی است که بنده مومن انجام می دهد هر گاه دست از کار خوب و عمل صالح برمی دارد فرشته ها هم کارشان را تعطیل می کنند . الصَدَقَةُ بِعَشر امثالهاوَ اَلقَرضُ بِثَمانیةُ عَشَر صدقه ده برابر و قرض دادن هجده برابر اجر و پاداش دارد . پس به در اول رسید به خط نور نوشته بود :لااِله اِلاّ الله، مُحمّدٌ رَسولُ الله، عَلیٌ وَلیُ الله زیر آن نوشته بود برای هر کاری چاره ای است و برای خشنودی در قیامت چهار کار لازم است : 1- دست مهربانی بر سر یتیمان بکشید . 2- به زنان بی شوهر مهربانی کنیدو حاجات آنها را برآورید. 3- درماندگان و بیچارگان را دستگیری کنید . پیامبر زیر لب گفت : عجب عباراتی چه زیبا ! چه راهگشا ! پیامبر به در سوم رسید بر آن نوشته بود : لااِله اِلاّ الله، مُحمّدٌ رَسولُ الله، عَلیٌ وَلیُ الله زیر آن نوشته بود اگر آرامش و عافیت دنیا را می خواهید چهار خصلت پیشه کنید . کم سخن بگوئید ، کم بخوابید ، میانه روی و اعتدال اختیار کنید ، بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید پیامبر شگفت زده گفت عجیب است هر دری را رمزی است . چه تاکید عجیبی در این جمله دو بار به ایمان به خدا و روز قیامت اشاره شده است . به در پنجم رسیدند نوشته بود لااِله اِلاّ الله، مُحمّدٌ رَسولُ الله، عَلیٌ وَلیُ الله وزیر آن نوشته بود اگر کسی می خواهد به او ظلم نشود به کسی ظلم و ستم نکند .اگر کسی می خواهد کسی به او دشنام ندهد ،به کسی دشنام ندهد . هرکس می خواهد ذلیل مردم نشود کسی را خوار و ذلیل نکند . هرکس می خواهد به ریسمان محکم الهی چنگ بزند به وحدانیت خدا و رسالت خاتم انبیا و امامت امام علی مرتضی چنگ بزند . به در ششم رسیدند با خط نور نوشته بود لااِله اِلاّ الله، مُحمّدٌ رَسولُ الله، عَلیٌ وَلیُ الله وزیر آن نوشته بود هر کس می خواهد قبر او گشاده شود مسجدی بسازد . و هرکس می خواهد حیوانات درون خاک بدن او را نخورند در مسجدی بنشیند. و هر کس می خواهد منزل خود را در بهشت ببیند مساجد را با فرش بپوشاند و برای نماز مردم آماده کند . کلید درهای بهشت ، همه اش خدمت به خــلــق است! به در هفتم رسیدند جبرئیل گفت : نوشته های در هفتم به نگاه تو خوانده می شود شادی در رگ های او می دوید و غرق در رو حانیت بود و به عاقبت امتش می اندیشید آیا راه های ورود به بهشت آسان است ؟ آیا دست یابی به این کلید ها آسان است ؟ محمد(ص) در این اندیشه بود که جبرئیل او را ندا داد و به در آخر برد بر در آخر نوشته بود لااِله اِلاّ الله، مُحمّدٌ رَسولُ الله، عَلیٌ وَلیُ الله و زیر آن نوشته بود هر کس میحواهد که از هر دری بخواهد وارد شود باید چهار خصلت داشته باشد سخاوت و جوانمردی پیشه کند ، به اخلاق خوش خود را بیاراید ، به نیازمندان صدقه دهد ، از اذیت و آذار مردم بپرهیزد . **پیامبر فرمود : عجیب است باز هم حقوق مردم !.** بازدید از جهنم : چه صدای وحشتناکی ، چه ضربه سهمگینی ، چه شعله سیاه و سوزانی مالک دوزخ گفت : ای محمد(ص) اگر یک حلقه از زنجیر های آتش جهنم بر کوه های دنیا نهند همه کوه ها گداخته می شوند پیامبر به جبرئیل فرمود : بهتر است به جهنم برویم و در های آن را ببینیم جبرئیل گفت : جهنم هفت در دارد بر هر در سه کلمه نوشته شده که هر کلمه آن از دنیا و هر چه در آن است بهتر است . هر کس از خدا بترسد مصون و در امان می ماند هر کس به غیر خدا مفرور شود هلاک می گردد. پیامبر به همراه جبرئیل به در دوم رسیدند این کلمات ب در آن نوشته شده بود : هر کس می خواهد در قیامت عریان محشور نشود در دنیا برهنه را بپوشاند هر کس می خواهد در قیامت تشنه نباشد در دنیا تشنه را سیراب کند هر کس می خواهد در قیامت گرسنه نباشد در دنیا گرسنگان را سیر کند. ناگهان صدای مهیب آتش جهنم بلند شد پیامبر فرمود : چگونه پوست نازک بدن تحمل چنین آتشی را دارد ؟ به در سوم رسیدند برآن نوشته بود : لعنت خداوند بر دروغگویان باد ، لعنت خداوند بر تکذیب کنندگان باد ، لعنت خداوند بر ستمکاران باد . پیامبر به سرعت عبور کرد و به در چهارم رسیدند جبرئیل خواند : از هوس های نفسانی پیروی نکنید چون ایمان شما را ضعیف می کند و زبان شما را در کاری وارد می کند که فایده ندارد هرکس زبانش بیهوده سخن گوید از رحمت خدا محروم خواهد شد. به در پنجم رسیدند نوشته بود : **من حرام هستم بر مطیع خدا و رسول و دوستان و خاندانش**
پیامبر فرمود عــجــیــب است ! جبرئیل گفت : *مطیع ولایت شفاعت را نیز با خود می آورد* به در ششم رسیدند نوشته بود : من حرام شدم بر کسی که در عبادت خدا جد و جهت می کند،من حرام شدم بر کسی که برای خدا گواهی دهد ، من حرام شدم بر کسی که روزه دار است . به در هفتم رسیدند جبرئیل گفت : ای محمد تو بـخـوان ، پیامبر خواند: وادامه سفر ...... { بر گرفته از کتاب – الگوی من ، سید جواد بهشتی }
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 21:0  توسط ابراهیم شفیعی
|
1- خدایا ! می شود ما ازآدم هایی باشیم که کارهای خوبشان را می پذیری ؟ کسانی که فرشته هایت و پیامبرانت به خاطرکارهای خوبشان به آنها مژده می دهند مژده روزهایی خوب مژده به بار نشستن تلاشها. 2- خدایا! تو درکتابت گفتهتای درکارهای خوب باهم مسابقه بدهیدپس به ما کمک کن همیشه دراین مسابقه شرکت کنیم وکاری کن که برنده شویم . 3- خدایا! کمک کن که اهل کار وتلاش باشیم مارا با خوب کارکردن وبا کارهای خوب آشناومانوس کن خوب کارکردن ماراتوبه ثمربرسان وکارهای خوبمان راتوبه نیکی پذیراباش . 4- خدایا! راه کارکردن وخوب کارکردن رابه رویمان بازکن وزمینه کارهای خوب رابرایمان فراهم آور. 5- خدایا! یاری کن کند کارنکنیم و کارهایمان را ناتمام نگذاریم کمک کن که اندوه کندی کارها یا ناتمام ماندن آنهابه سراغمان نیاید بلکه جانمان را سرشار از شادی تمام کردن کارها بساز. 6-خدایا! به ما کمک کن طوری زندگی کنیم که هم ما از کارهای ناخوشایند همدیگر بگذریم هم توازمابگذری واین دسته از کارهایمان رابه خوبی تبدیل کنی و هم کارهای خوبمان را نگه داری و زیادکنی . 7- خدایا! بعضی ها دیگران رابه کارهای خوب دعوت می کنند و خودرا از یاد می برندخدایا!کاری کن که ماپیش از همه همیشه خودرابه کارهای نیک دعوت کنیم . 8- خدایا! راه درستکاری رانشانمان بده و تاب وتوان مقاومت دربرابر شیطان را به ماببخش تابه وسوسه هایش برای انجام کارهای زشت پاسخ ندهیم . 9-خدایا! تو از کسانی یاد کرده ای که درراه تو درراه دوستی توازبهترین بخش حاصل کاروتلاش خود به دیگران می بخشد به فامیل و دوست و آشنا وغریبه خدایا تواین کارآنهارابه دانه ای تشبیه کرده ای دانه ای که از دل خاک می روید وچند سنبله می دهد که هرسنبله صد دانه دردل دارد خدایا!دانه های کوچک کارهای خوبمان را درخاک خوبی خودت برویان و تکثیر کن . 10-خدایا! می دانیم که جز حاصل کارهایمان چیزی برای ما نمی ماند خدایا!قدم های کوچکمان را قوت ببخش وبه کارهای کوچک وریزمان پاداشهای بزرگ بده.خدایا!لذت احساس درست انجام دادن کارهاوبه بارنشستن حاصل تلاشهاوزحمت هارا در هردودنیا به مابچشان. آمین آمین آمین آمین آمین
آمین آمین آمین
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 22:16  توسط ابراهیم شفیعی
|
آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟ شاگردي با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد" استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟" شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا" استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر ماست , خدا نيز شيطان است" شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست. شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟" استاد پاسخ داد: "البته" شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟" استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ " شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند. مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودن گرماست. هر موجود يا شي را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژي داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزي است که باعث ميشود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟" استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد" شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريک هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهاي مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمي توانيد تاريکي را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايي از تاريکي را مي شکند و آنرا روشن مي سازد. شما چطور مي توانيد تعيين کنيد که يک فضاي به خصوص چه ميزان تاريکي دارد؟ تنها کاري که مي کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکي واژه اي است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد بکار ببرد." در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا, شيطان وجود دارد؟" زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست." و آن شاگرد پاسخ داد: "شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريک که در نبود نور مي آيد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 21:9  توسط ابراهیم شفیعی
|
آيا ميدانستي که داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند؟ آيا ميدانستي که مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد؟ آيا ميدانستي که 90 درصد سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است؟ آيا ميدانستي که قلب ميگو ها در سر آنها قرار دارد؟ آيا ميدانستي بعد از مرگ انسان قلب انسان چهار ساعت و ششها شش تا هشت ساعت، کبد دوازده ساعت، لوزالمعده هفده ساعت و کليه ها بيست و چهار ساعت بدون اکسيژن زنده هستند؟ آيا ميدانستي درازترين جانور يک نوع کرم خاکي است که درازاي آن به بيش پنجاه و پنج متر ميرسد؟ آيا ميدانستي که آچار فرانسه را فرانسوي ها درست نکردند بلکه اين سوئدي ها بودند که اين آچار اختراع کردند و جالبتر اينکه در خود فرانسه اين آچار بنام آچار انگليسي معروف است؟ آيا ميدانستيد که اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند؟ آيا ميدانستي که شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند؟ آيا ميدانستي که قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد؟ آيا ميدانستي که اولين كليساي ساخت بشر يعني كليساي پطرس مقدس در انطاكيه ترکيه ميباشد؟ آيا ميدانستي اگر سر لاشخور مو يا پر داشت هنگامي كه با منقار خود از گوشت لاشه تغذيه مي كرد، ميكروبها وارد موهايش مي شدند و همان جا رشد مي كردند اما بي موئي سر لاشخور باعث مي شود كه كله اين حيوان در معرض تابش مستقيم آفتاب قرار گيرد و در نتيجه ميكروبها روي سرش از بين بروند؟ آيا ميدانستي چين بيشتر از هر کشوري همسايه دارد، چين با سيزده کشور هم مرز است؟ آيا ميدانستي درازترين دم به سوسمار آبهاي شور تعلق دارد که درازاي آن به سه متر ميرسد؟ آيا ميدانستي قدمت خالکوبي به بيش از 5000 سال ميرسد؟ آيا ميدانستي که كبوتر ماده اگر تنها و دور از هم جنسان خود باشد نمي تواند تخم بگذارد، اما اگر خود را در آيينه ببيند به تصور اينكه كبوتر ديگري وجود دارد تخم ميگذارد؟. آيا ميدانستي که مردها از 100 هزار سال پيش شروع به اصلاح کردن صورتهاي خود کرده اند، آنها به کمک گوش ماهي و صدفها اين کار را انجام ميدادند؟ آيا ميدانستي خليج فـارس 500 هزار سال قدمت دارد؟ آيا ميدانستي که تنها با خوردن يك عدد گوجهفرنگي در روز نزديك به نصف نياز روزانهتان به ويتامين ث را دريافت ميكنيد؟ آيا ميدانستي که اردني ها چاقترين مردمان دنيا را دارند، بهتر از اين را هم بدانيد که هفتاد و پنج درصد از خانومها و شصت درصد آقايون اردني چاق هستند؟ آيا ميدانستي که اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند؟ آيا ميدانستي 50 درصد جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده است؟ آيا ميدانستي که مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند؟ آيا ميدانستي که آدولف هيتلر گياهخوار بوده است؟ آيا ميدانستي که از 294 کشور جهان، صد و بيست کشور آن مجازات اعدام را ندارند؟ آيا ميدانستي که كانگوروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند؟ آيا ميدانستي بزرگترين مجسمه بودا در چين قرار دارد که بلنداي آن چهارصد و شانزده متر و پهناي آن شصت و هشت متر ميباشد. آيا ميدانستي در برج ايفيل دو ميليون و نيم پيچ به کار رفته است؟ آيا ميدانستي که پياز بعلت داشتن انسولين گياهي و اينولين براي مبتلايان به مرض قند مفيد بوده و قند خون را پايين مياورد؟ آيا ميدانستي که اصلاح صورت را اسکندر مقدوني مد کرد؟ بطوري که هرگز اصلاح نکرده به ميدان جنگ نمي رفت؟ آيا ميدانستي که قويترين زلزله ايي که تا بحال در جهان رخ داده و به ثبت رسيده است در سال 1960 در اقيانوس آرام نزديک کشور شيلي رخ داد که قدرت آن نه و نيم ريشتر بود که فقط سه هزار نفر جان خود را از دست دادند؟ آيا ميدانستي زالو داراي يازده معده و سه دهان ميباشد و هر دهان داري صد عدد دندان ميباشد، جالب است اين را هم بدانيد که يک وعده خون مکيدن ميتواند زالو را يک سال زنده نگه دارد؟ آيا ميدانستي دقت بزرگترين تلسکوپي که در حال ساخت است ، پنج هزار ميليــــــــــــارد برابر از چشم معمولي قويتر است، جالب است بدانيد که با اين تلسکوپ ميشود فاصله اي به مسافت سيزده ميليارد سال نوري را مشاهده کرد؟ آيا ميدانستي که پژوهشگران مدعي هستند كه نوشيدن قهوه در طولاني مدت در فشار خون خانمها تعادل ايجاد ميكند در حالي كه نوشيدن كوكاكولا باعث ايجاد فشار خون ميشود؟ آيا ميدانستي که زبان انگليسي داراي بيشترين کلمه ميباشد، تعداد کلمات در زبان انگليسي بيشتر از نيم ميليون واژه ميباشد؟ آيا ميدانستي که زرتشت يعني ستاره زرين؟ آيا ميدانستي قطر شاهرگ گردن شش ميليمتر ميباشد؟ آيا ميدانستي که پژوهشگران مدعي هستند که با برداشتن تخمدانها توسط عمل جراحي عمر بيمار بطور متوسط هشت سال کمتر ميشود؟ آيا ميدانستي که اسکنر 48 سال پيش اختراع شده است؟ آيا ميدانستي که حدود 100 سال پيش پزشکان آمريکايي بر اين عقيده بودند، زناني که خيلي باهوش هستند باردار نمي شوند؟؟ آيا ميدانستي که سطح آب درياها در عرض صد سال اخير ده تا بيست سانتيمتر بالا آمده و جالب اينجاست که سه سانتيمترش در عرض اين ده سال آخر بوده است، بد نيست اين را هم بدانيد که طبق برآوردي که دانشمندان کردند شهرهايي چون کلکته، لندن، نيويورک و بخش زيادي از بنگلادش در عرض صد سال آينده زير آب خواهند رفت؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 20:45  توسط ابراهیم شفیعی
|
صلوات : نور پل صراط است. صلوات : شفيع انسان است. صلوات : ذكر الهی است. صلوات : موجب كمال نماز میشود. صلوات : موجب كمال دعا و استجابت آن میشود. صلوات : موجب تقرب انسان است. صلوات : رمز ديدن پيامبر در خواب است. صلوات : سپری در مقابل آتش جهنم است. صلوات : انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است. صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است. صلوات : انسان را در سه عالم بيمه میكند. صلوات : از جانب خداوند رحمت است و از سوی فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است. صلوات : برترين عمل در روز قيامت است. صلوات : سنگينترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه میشود. صلوات : محبوبترين عمل است. صلوات : آتش جهنم را خاموش می كند. صلوات : زينت نماز است. صلوات : گناهان را از بين می برد. صلوات : فقر و نفاق را از بين میبرد. صلوات : بهترين داروی معنوی است. با ذكر صلوات، غم و اندوه و حزن را از خود دور كنيد. با ذكر صلوات، نوری در بهشت برای خود بيافرينيد. با ذكر صلوات، گناهان خود را پاك و تولدی ديگر برای خود بوجود آوريد. با ذكر صلوات، پاداش هفتاد و دو شهيد را برای خود ثبت كنيد. با ذكر صلوات، ده حسنه برای خود ثبت كنيد. چه خوب است كه انسان هميشه اهل صلوات باشد، چرا كه پيامبر نيز دائم الصلوات بوده است. چه خوب است كه زبان انسان هميشه مشغول ذكر صلوات باشد و فضای جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات نمايد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 22:7  توسط ابراهیم شفیعی
|
|
|